داستان دربارهی «افلیا»، یک جادوگر جوان، است که پس از مرگ خشونتبار مادرش، مسئولیت بدهیهای سنگین خانواده بهدوش او میافتد. برای نجات خانهی کودکیشان از تخریب، خواهرش «ژنویو» به طور ناگهانی و بدون اطلاع او، وارد مسابقهای مخوف به نام «فانتزما» میشود تا با برنده شدن، یک آرزو داشته باشد و مشکل مالی را حل کند. این مسابقه درون یک عمارت تسخیرشده و مرموز برگزار میشود که هر شب تغییر شکل میدهد و پر از شیاطین و وسوسههای مرگبار است.
افلیا که نگران خواهرش است، ناچار وارد مسابقه میشود تا او را پیدا کند، اما قوانین «فانتزما» ساده و وحشتناک هستند: زنده بمانید، و درون دیوارهای آن عاشق نشوید. در این عمارت، او با «بلکول»، روحی قدرتمند و خوشسیما، آشنا میشود که پیشنهاد محافظت در ازای کمک به یک وظیفهی مرموز را به او میدهد. این قرارداد، افلیا را در مسیری پر از خطر و احساسات پیچیده قرار میدهد که در آن، نه تنها جانش، بلکه قلبش نیز در خطر است.