جلد دوم مجموعه کتاب نا توان
داستان درست چند روز پس از پایان جلد اول آغاز میشود. پیدن گری، دختری معمولی که در آزمونهای مرگبار پادشاهی ایلیا پیروز شده، حالا پادشاه را کشته و شورشهایی را در سراسر سرزمین برپا کرده است.
پس از این اتفاق، پیدن از تنها کسی که دوست داشت به سمتش بدود، یعنی کای ایزر، فرار میکند. کای که حالا مجری عدالت پادشاهی و وفادار به برادرش، کیت (پادشاه جدید)، شده است، سوگند خورده که پیدن را پیدا کرده و به عدالت بسپارد.
تعقیب و گریز مرگباری میان این دو شکل میگیرد که کای را از میان بیابانهای سوزان به شهر دور، جایی که افراد معمولی (بدون قدرت) در آن پذیرفته میشوند، میکشاند. در شهری که قدرتمندان (Elites) وجود ندارند، رابطهٔ شکارچی و شکار دگرگون میشود و کای باید بین وفاداری به پادشاهی و احساساتش نسبت به پیدن، یکی را انتخاب کند.
در طول این مسیر، پیدن با رازهایی از گذشتهاش روبرو میشود که همه چیز را زیر سوال میبرد